قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2156

تاريخ الفي ( فارسى )

كار به جايى رسيد كه احمد قصد خود كرده خود را هلاك ساخت . و اللّه اعلم بحقايق الامور . و در الكامل التاريخ مسطور است كه چون مسعود قلعه سرستى را محاصره كرد بعد از چند روز ، والى آن قلعه كس پيش مسعود فرستاده مالى عظيم قبول كرد كه بدهد هر ساله مبلغى معيّن و اصل خزانه مىساخته باشد . مسعود ملتمس او را اجابت نمود و آن راجه در اندرون قلعه جماعتى از تجّار مسلمانان را گرفته تمامى آن مال را ، كه مسعود قبول كرده بود ، از ايشان گرفته جهت مسعود فرستاد . سوداگران اين مضمون را نوشته پيش مسعود بن محمود فرستادند و ضعف و عجز هنود را نيز باز نمودند كه : اگر سلطان پنج شش روز ديگر توقّف نمايد ايشان همهء قلعه را گذاشته جريده بيرون خواهند رفت و ايشان را مطلقا طاقت جنگ و جدال نيست . بنابراين ، سلطان مسعود از سر صلح بازگشته فرمود تا خندق را به نيشكر ، كه در آن نواحى بسيار بود ، پر ساخته بالا رفتند و تمامى هنود آن قلعه را به قتل رسانيدند و زن و فرزندان ايشان را اسير گرفتند و غنايم بسيار از آن قلعه به دست مسعود افتاد . و از جملهء بلاد هند ، كه در زمان مسعود فتح شد ، مدينهء سرستى بود و لشكرى كه اين شهر را فتح كردند سلطان محمود در حيات خود فرستاده ، امّا در اثناى آنكه ايشان را فرستاده بود و در راه بودند سلطان محمود فوت شد و مسعود ايشان را امداد نموده لشكرى ديگر نيز متعاقب ايشان فرستاد ؛ چنانچه مجموع يك لك « 1 » سوار به عزم تسخير بلدهء سرستى ، كه از عظام بلاد هند بود و قبل از اين هرگز رايات اسلام به آن شهر نرسيده بود ، [ رهسپار شدند ] . و عظمت آن شهر را آنچنان در تواريخ معتبر آورده‌اند كه ابن كثير شامى مىگويد كه يك شبانه‌روز ، اين صد هزار سوار ، بازار عطّاران و جوهريان را غارت مىكردند و به جانب ديگر شهر اصلا آسيبى نرسيده بود . و طول آن شهر يك منزل متعارف هندوستان بود . و العهدة على الرّاوى . و از آن يك بازار ، آن قدر طلا و نقره و جواهر به دست اهل اسلام افتاد كه از شمار عاجز آمده به پيمانه بخش مىكردند . و در اين سال ، سلجوقيان « 2 » در خراسان ابتداى فتنه و فساد مىكردند . و چون از سلاجقه ، سلاطين عظيم الشأن به ظهور آمدند ، چنانچه بعد از اين ، تفاضيل انساب مذكور خواهد شد ، ان شاء اللّه تعالى ، ناچار است كه شمّه‌اى از اصل و نسب ايشان ايراد نمايم . در روضة الصّفا مسطور است كه ناظم كتاب ملك‌نامه « 3 » چنين آورده كه قبايل اتراك دشت

--> ( 1 ) . صد هزار . ( 2 ) . سلجوقيان به تركان اغز تعلّق داشتند كه در تاريخ به عنوان گروهى از نه قبيله يا « تقز اغز » ظاهر مىشوند . اين قبايل ، بخش شرقى امپراتورى ترك را تشكيل مىدادند كه در سال صد و بيست و پنج هجرى فرو پاشيد . ( 3 ) . ملك‌نامه گزارشى است دربارهء خاستگاه سلجوقيان كه گويا براى الپ ارسلان نوشته شده بود .